برخی از بیماری های روانی شایع
1-مکر وحیله
مکر یا حیله راهی است که فرد مخفیانه در اندیشه آزار رساندن به دیگران است وبرای این کار از شیوه های مختلف بهره می برد. در بعضی موارد آن قدر مخفی است که اندیشمندترین وزیرک ترین افراد به آن پی نمی برند. زیرا فرد حیله گر گاه اظهار محبت ودوستی با دیگری می کند. زمانی اظهار امانت و دیانت می کند تا مردم مال خود را به امانت یا شرکت ومعامله به او دهند وگاهی اظهار عدالت وتقوا می نماید تا مردم ا.ورا امام وپیشوای خود قرار دهند وگاه در مقام احسان وخیرخواهی بر می آید. خلاصه این که مکر بالاترین صفت شیطان ولشکر بزرگ آن است .
رسول خدا (ص) فرمود: ازمانیست هر کس با مسلمانی مکر کند .
امام علی (ع) فرمودند: اگر نبود عاقبت مکر وخدعه آتش جهنم است من از همه مردمان مکارتر بودم . ومکرر آهی بلند می کشید ومی فرمودند واویلاه با من مکر می کنند ومی دانند که من مکر ایشان را می فهمم وراه ها ی مکر را بهتر از ایشان می شناسم ولی چون می دانم سرانجام مکر وحیله آتش جهنم است بر مکر ایشان صبر می کنم ومانند آن ها مرتکب مکر نمی شوم.
راه درمان مکر
فرد باید دائما عاقبت بد مکررا به یاد آورد ترس از این داشته باشد که جایگاه مکار وحیله گر در آتش است.
فرد مکار مطمئن باشد که آثار مکراو به خودش بر می گردد .
من حفر بئرا لاخیه وقع فیه هر که چاهی برای برادر دینی اش بکند خود در آن می افتد . چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی
یا چاه کن همیشه خود زیر چاه است.
کسی که مرتکب مکر وحیله می شود علاوه براین که باید به آثار آن بیندیشد که باعث پراکندگی وتفرقه بین دوستان وآشنایان می گردد ، تخم کینه ودشمنی بین افراد می کارد و باعث دورویی ونفاق می گردد. از طرفی باید به فواید ضد مکر تامل کند که عامل خیرخواهی دیگران و سبب یکپارچگی وپکرنگی بین افراد می شود
افزایش وتقویت ایمان به خدا واین که خداوند انسان مکار را دوست ندارد وحکم عذاب و آتش برای او قرار داده است مانع مهمی برای پرهیز از مکر می باشد.
درمان مکر ازدید خودشاسی :
انسان خودشناخته باید تاآن اندازه خود ساخته باشد که در مراودات وفعالیت های روزانه خود نیازی به مکر وحیله ند اشته باشد، چراکه این صفت ار زش وقداست نفس اورا تنزل داده واورا ازعالم انسانیت به زیرمی کشد وتمام مصالح ومنافعی را که از راه منکر وحیله در پی آن است از مسیر صدق ور استی می تواند به آن ها دست یابد مگر این که پیش خود مطمئن باشد که شخصیت وی ارزش جایگاه مورد تقاضای وی را نداشته باشد و وی بناحق در پی کسب آن موقعیت یا منافع است. همانند معاویه که واقعا می دانست لیاقت خلافت را ندارد ولی از ر وی مکر وحیله در پی حفظ آن بود.درحقیقت این همان چیزی است که غصب جایگاه وجاه ومقام معروف است.
2-سوءظن وبد دلی
آیه ای در قرآن کریم می فرماید:
یا ایهاالذین امنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم
ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمان ها دوری کنید به درستی که برخی از آن ها گناهند.
بد گمانی به دیگران نتیجه جبن (ترسویی) وضعف نفس است زیرا هر آدم ترسوی ضعیف النفسی به هر فکر بدی که در ذهن وخاطرش می گذرد اعتقاد پیدا می کند .
سوء ظن منشا صفات نا پسند بلکه گناهان دیگر می شود. این افراد دیگران را با نظر حقارت می بینند وبه آنان احترام نمی گذارند ، پشت سر آنان غیبت می کنند واز باز گویی خوبی های آن ها خود داری می کنند ودچار حسد می شوند.
بد گمانی علامت خباثت نفس افراد مریض است بلکه از القای شیطان خبیث است. زیرا هیچ فردی به جز علام الغیوب از باطن دیگری آگاه نیست وهیچ دلی به دل دیگر راه ندارد . چگونه کسی چیزی را ندانسته وبه چشم خود ندیده واز گوش خود نشنیده در حق دیگران اعتقاد پیدا می کند.
البته هر فردی باید بکوشد تاخود را درمعرض سوء ظن دیگران قرارندهد.
پیامبر خدا می فرماید : اتقوا من مواضع التهم یعنی از مواضع تهمت دوری کنید و طوری عمل نکنید که مردم نسبت به شما شک پیدا کنند.
راه درمان بد دلی بد گمانی
فرد به آثار بدگمانی بیندیشد وارزش وشرافت خوش گمانی را بداند . هرگاه گمان بدی از کسی در ذهن او بگذرد اعتنایی نکند و در دل خویش راه ندهد. رفتار خود را بااو تغییر ندهد واکرام و احترام اورا کم نکند بلکه در تکریم و دوستی او بیفزاید ودر خلوت اورا دعا کند.
اگرهم خطا ولغزش از فردی ببیند در خلوت با او در میان بگذارد نه این که ابتدا به بد گویی وغیبت او اقدام کند.
از خطا کردن دیگران ناراحت شویم هم چنان که از لغزش خود ناراحت و غمگین می شویم
3-عجب
عجب آن است که کسی خودرا به جهت کمالی که در خود می بیندبزرگ شمارد خواه آن کمال را داشته باشد یا نداشته باشد.
تفاوت عجب وکبر:
کبر آن است که فرد خودرا بالاتر از غیر بداند ومرتبه خودرا بیشتر شمارد در حالی که عجب فقط به خود می بالد واز خود شاد وخوشنود است وپای فرد دیگری در میان نیست .
برخی گفته اند عجب آن است که فرد صفت یا نعمتی را که داشته باشد بزرگ بشمرد و ولی نعمت خود را فراموش کند.
اگر صفتی که خود را با آن بزرگ می شمارد وبداند که خدا به اوکرامت فرموده ولی آن را حق خود برخدا بداند که باید این نعمت را به او بدهد ونپذیرد که خداوند می تواندآن نعمت را از اوسلب کند . این صفت از عجب بدتر است وآن را ناز یا دلال می گویند. در برخی موارد فرد صفتی را برای خود کمال می داند وبه آن می نالد در حالی که حقیقتا هیچ کمالی نیست. حضرت رسول (ص) فرمودند : سه چیز است که از جمله هلاک کننده ها ست : بخل که اطاعت آن را کنی ، هوا وهوس که پیروی آن را نمایی وعجب به نفس خود.
در روایتی است که رسول خدا فرمود ند اگر هیچ گناهی نکنید من بدتر از گناه بر شما می ترسم وآن عجب است.
حضرت باقر (ع) فرمودند که دونفر وارد مسجد شدند یکی عابد ودیگری فاسق . چون از مسجد بیرون رفتند فاسق از جمله صدیقان بود وعابد از جمله فاسقان. وعلت این بود که عابد وقتی به داخل مسجد شد به عبادت خود می بالید ولی فکر فاسق در پریشانی از گناه وطلب آمرزش بود.
عجب گناهی است که تخم آن کفر وزمین آن نفاق ، آب آن فساد ، شاخ های آن جهل ونادانی ، برگ آن گمراهی ، میوه آن لعنت وهمیشه بودن در جهنم است.
عجب منشا صفات وآفات دیگری نیز می شود. مانند کبر ، غرور و فراموشی گناهان وکوچک شمردن آن ها .
این فرد عبادات خویش را بزرگ می شمرد وبه آن خوشحال می شود حتی بر خدا منت می گذارد وخود را آمرزیده می داند وتوفیق الهی را فراموش می کند.معایب خودرا نمی بیند از خدا نمی ترسد ومی پندارد نزد خدا منزلتی دارد خودستایی دارد واز مشورت و یادگیری کوتاهی می کند ، انتقاد پذیر نیست پند کسی را نمی شنود وبالاخره خودرا مبرا از عیب وخطا می داند.که در نهایت رسوا می شود.
در مان عجب
درمان فوری عجب این است که خدای خودرا بشناسی وبدانی هرنوع عظمت وکمال وعزت وجلال سزاوار غیر اونیست . دوم این که خود را بشناسی ویقین کنی از هر ذلیلی ذلیل تر واز هر کمی کمتر می باشی ودر مقابل پروردگارت به جز ذلت ومسکنت وخاکساری شایسته جیز دیکر نیستی.
ما چه ایم اندر جهان هیچ هیچ چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ
اگر کسی بخواهد بزرگی کند باید به واسطه پروردگار خود بزرگی کند واگر به چیزی مباهات کند باز به آفریدگار خود افتخار کند.
آدمی چراباید عجب ورزد حال آن که ابتدا نطفه نجس وپلیدی بود وآخرش جثه متعفن وگندیده ودر این میان فقط حمال نجاسات بد بوست.
اما درمان تفصیلی عجب این است که در پی سبب وعلل عجب خود برآید وجستجو کند کدامیک از عوامل زیر باعث عجب اوشده است سپس متناسب با او چاره ای اندیشد.عواملی مانند علم ومعرفت ، عبادت وطاعت ، ورع وتقوا ، شجاعت ، سخاوت زیرکی وذکاوت....
بدین ترتیب می فهمیم عجب از خطرناک ترین ومهلک ترین رذایل اخلاقی و عامل بسیاری از ناراحتی های روانی است.که فرد باید زود متوجه شود تامانع از ریشه دوانیدن آن در روح خویش گردد . وی باید بداند هریک از صفات نیکی که در اوباعث عجب شده موقتی وغیر پایدار است . بلکه باید توفیق این کار را از ذات باریتعالی بداند وبیشتر متواضع وفروتنی کند ودر بسیاری از مواقع ازبروز وظهور آن صفات خود داری کند تاباعث ریا وخودنمایی وتظاهر نگردد.
درمان عجب وخودشناسی:
براساس اصل مسلم "لازمه خداشناسی ، خودشناسی است، فردی که بداند ارزش وبهای واقعی اوزمانی است که خد اگونه شده باشد، ازخود چیزی ندارد وئدر مقابل خالق بی چون خود هیچ هیچ است. بنابراینجایی برای خود بزرگ بینی نداترد. چرا که هر صفت کمالی از آن خداست وهر کمالی که در اوحاصل شود ، ازعنایت توجه الهی است که در طول کمال الهی خواهد بود.
